در ادامه، هر آنچه باید درباره «معنی کرگان در لغت نامه دهخدا» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
کرگان. [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ایی تیوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد. کوهستانی و سردسیر است و 240 تن سکنه دارد. ساکنین آن از طایفه ٔ اولاد قباد هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).
کرگان. [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ماهیدشت بالا بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان. دشتی و سردسیر است و 1500 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
کرگان. [ ک َ] (اِخ ) افلأخیل. از کواکب صورت شجاع هشت ستاره باشند که ایشان را اسپان خوانند و کرگان با ایشانند. (التفهیم از لغت نامه ذیل اسپان ). رجوع به اسپان شود.
کرگان. [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کلخوران بخش مرکزی شهرستان اردبیل. جلگه و معتدل است و 950 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
برچسب:
نویسنده: آریا زارعی